۱۹.۸.۸۵

من با توام

من با توام اي رفيق ! با تو!

همراه تو پيش مي نهم گام

در شادي تو شريک هستم

بر جام مي تو مي زنم جام

من با توام اي رفيق !باتو!

ديري است که با توعهدم بستم .

پيوند گذشته هاي پر رنج ،

اينسان به توام نموده نزديک .

هم بند تو بوده ام زماني

در يک قفس سياه و تاريک .

رنجي که تو برده اي ز غولان

بر چهر من است نقش بسته .

زخمي که تو خورده اي ز ديوان

بنگر که به قلب من نشسته !

تو يک نفري ...نه !بيشماري:

هر سو که نظر کنم ،تو هستي!

يک جمع به هم گرفته پيوند ،

يک جبهه ي سخت بي شکستي !

زردي ؟ نه ؟سفيد؟نه ؟ سيه ؟نه !

بالاتري از نژادي و ازرنگ -

تو هرکسي و زهر کجايي ،

من با تو ،تو با مني هماهنگ

سیمین بهبهانی

0 نظرات: