دارم به سال هزار و سیصد ونود نزدیک میشم . نمی گم روز شماری می کنم چون نزدیک هستم . گاه شمار زندگی در درونم نزدیک به این سال جای گرفته . یادم می یاد خیلی سالهای پیش وقتی می خواستم یه آرزوی بزرگ و دور دست رو به دست زمان بسپارم تا برام بزارتش توی صف می گفتم من تا سال نود به همه آرزوهام می رسم .تحقق رویا ها مو می بینم و برای همه آرزوی دست یافتن به اهداف و رویا هاشونو دارم .سال 89 مبارک .
۱۹.۱.۸۹
۹.۱۱.۸۸
پیام رسان
-حرف "پ " روی کی برد کنار یقیه حروف نیست .نمی دونم که ابنطوری اون متفاوت تره یا تنها تر ...
- اینم کشف زنانه من : آرایش برای خانوما تا اونجایی دلچسبه که در نگاه اول ملاحت و زیبایی هر دو رو به همراه داشته باشه ...
-یه اکتشاف ابغوره مآبا نه بعد از غذا ، البته با یخ فراوان در لیوان آبغوره ...
-میگفت : هرچی به دیگران کمک کنی ، در اصل انگار راه خودتو باز کردی .همه راهها تو دنیا به هم مرتبط اند .فکر کردم منظورش پوله . اماتوضیحاتش هم خیلی روشنه و هم انقدرکامل که بعضی مواقع حوصله ام رو سر می بره ولی شیرینه دیگه...
و{باید از هر ابزاری که دردست داری مثل نوشتن ، حرف زدن ، آگاهی رسوندن به هر شکل ممکن به دیگران استفاده کن،در راه دیگران قدم بردار ،راه خودت باز میشه }...
مثل تو فیلمه که مرد ه به زنش گفته من برای تو مثل زنبور بی عسلم ...
مثل تو فیلمه که مرد ه به زنش گفته من برای تو مثل زنبور بی عسلم ...
- بعضی مواقع هست داری با یه نفر صحبت می کنی مرتبط با بحث ، حرفایی میزنی که جواب ندونسته هاشه . بعدش به خودت
می یای میبینی کلی مفید واقع شدی ،بعدش تو دلت منتظر جایزه نوبل ش می مونی نه برای پاداش ،برای اینکه خودت میدونی که چییکار کردی...
می یای میبینی کلی مفید واقع شدی ،بعدش تو دلت منتظر جایزه نوبل ش می مونی نه برای پاداش ،برای اینکه خودت میدونی که چییکار کردی...
-یه اکتشاف ابغوره مآبا نه بعد از غذا ، البته با یخ فراوان در لیوان آبغوره ...
